شنبه ۶ تیر ۱۴۰۵ - ۰۹:۲۶
نمازِ والدین کافی نیست؛ چهار شرط کلیدی برای تربیت فرزندِ نمازخوان

حوزه/ تربیت دینی فرزندان بیش از هر چیز به محبوبیت اخلاقی والدین، تصویرِ موفقیت آن‌ها در زندگی و همسویی با علایق فرزند گره خورده است؛ چراکه فرزندان تنها از الگوهایی پیروی می‌کنند که آن‌ها را محبوب، هنرمند و در زندگی پیروز بدانند.

به گزارش خبرگزاری حوزه، بسیاری از والدین از نماز نخواندن فرزندانشان با وجود تقید خود به نماز اول وقت گله‌مندند. حجت‌الاسلام و المسلمین تراشیون معتقد است تنها «دیدنِ نماز والدین» برای نمازخوان شدن بچه‌ها کافی نیست و این موضوع به عوامل مهمی همچون محبوبیت، انتخاب دوست و حسِ موفقیت در الگو وابسته است.

سوال:

من همیشه نماز اول وقت خوانده‌ام و می‌خوانم ولی بچه‌هایم نماز نمی‌خوانند. علت چیست؟ آیا من مقصرم؟

پاسخ حجت الاسلام والمسلمین تراشیون

علل نماز نخواندن بچه‌ها

این بزرگوار به نکته‌ای اشاره کردند و گفتند: من نماز می‌خوانم، اول وقت هم می‌خوانم، اما بچه‌هایم نمی‌خوانند. آیا من مقصرم یا نه؟

ما نمی‌خواهیم بگوئیم مقصرند. اصلاً برنامه ما برنامه‌ای نیست که بخواهیم قضاوت کنیم و به دنبال تفسیر کار برویم. اما می‌خواهیم به مادران بزرگوار و پدران بگوئیم: تنها نماز خواندن منجر به نمازخوان شدن بچه‌ها نمی‌شود.

عوامل مؤثر در نمازخوان شدن فرزندان

مادری فکر می‌کند نماز می‌خواند و جلوی بچه‌ها می‌خواند، بچه‌هایش نمازخوان می‌شوند. خیر، نمازخوان شدن بچه‌ها به عوامل دیگری هم بستگی دارد که سه چهار مورد از آنها را به طور خلاصه عرض می‌کنم.

۱. دوستان فرزند

یک عامل مهم، دوستان فرزند است. مادر نماز می‌خواند ولی دوست فرزند بی‌نماز است. شک نکنیم که فرزند ما از دوستش تبعیت می‌کند.

۲. محبوبیت مادر نزد فرزندان

مادر نماز می‌خواند ولی محبوب بچه‌ها نیست. مثلاً در خانه زیاد داد و بیداد می‌کند، زیاد غروب می‌کند، زیاد بداخلاقی می‌کند. این ممکن است تأثیر الگوی مادر را کمرنگ کند. لذا مادر در کنار نماز خواندنش باید حتماً محبوبیتی برای بچه‌هایش با شکل رفتارش و برخوردش با بچه‌ها داشته باشد.

۳. موفق نشان دادن خود نزد فرزندان

نکته سومی که مادر باید به آن توجه کند این است که گاهی اوقات رفتارهای ما خوب است و محبوبیت داریم، ولی از نگاه بچه‌هایمان آدم‌های ناموفقی هستیم. مثلاً مادری که دائم می‌نشیند و گلایه می‌کند و می‌گوید: «من از اول در انتخاب همسر اشتباه کردم»، «باباتون رو اشتباه انتخاب کردم». این جملات بسیار مخرب است و بچه‌ها را از مادر دور می‌کند. یعنی بچه‌ها می‌دانند که مادر خطاکار، پشیمان و اشتباه‌کار است.

لذا نباید اشتباهات و خطاهای خود را به بچه‌هایمان بگوئیم. اگر هم می‌خواهیم بگوئیم، باید جای دیگری برویم و آنها را حل و فصل کنیم. چون این عوامل، نقش الگوی ما را کمرنگ می‌کند.

۴. الگو بودن در زمینه‌های دیگر

نکته چهارم و آخر این است که برای اینکه مادر بتواند نقش خود را در این زمینه تقویت کند، در کنار بحث‌های الگویی مثل نماز خواندن، مادر در زمینه‌های دیگر هم الگو بودن خود را تقویت کند.

سخنی از شهید بهشتی

تعبیری به نظرم مربوط به شهید بهشتی است. ایشان می‌فرمودند: «تربیت از آنجایی شروع می‌شود که متربی دوست دارد و به آنجایی ختم می‌شود که مربی می‌خواهد.»

یعنی تربیت از آنجایی شروع می‌شود که متربی دوست دارد و به آنجایی ختم می‌شود که مربی دوست دارد. یعنی ما گاهی اوقات باید الگوهای دیگری هم برای بچه‌هایمان باشیم که بچه‌هایمان دوست دارند.

مثلاً مادر در سفره‌آرایی هنرمندانه عمل می‌کند. بچه می‌گوید: «مامانم در این زمینه چقدر الگوی خوبی است». بعد نماز خواندن مادر هم برایش الگو می‌شود.

مثلاً مادر در کار هنری خیلی هنرمندانه عمل می‌کند. در این زمینه الگو باشید برای فرزند. نماز خواندن هم الگو باشید. یعنی یک سری چیزهایی که بچه‌هایمان خوششان بیاید و ببینند مامان اینجا الگوست، در نماز هم الگوست. قطعاً این الگو از سرش واقعاً تأثیر می‌گذارد.

برای دانلود فایل صوتی اینجا را کلیک کنید

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha